قصه گویی

یکی بود، یکی نبود …
قبل از آنکه بنویسیم، قبل از آنکه فرهنگها را بشناسیم، قبل از آنکه جوامع را تحلیل کنیم، قصه گویی بود.
قصه گویی بخشی جدایی ناپذیر از انسانیت است؛ از زمانیکه بشر توانست ارتباط برقرار کند و پاسخی مناسب به حوائج ضروری بیولوژیک خود بدهد، آنها را بیاموزد، توضیح دهد، و تفسیر کند.
غارنگاره ها، رقصهای محلی، شعر، نغمه، آواز … همگی مثالهایی از قصه گوییهای کهن هستند. قصه ها از گذرگاههای تاریخی، فرهنگی، و تربیتی عبور میکنند تا با آرام ساختن زندگی پرتلاطم و پرچالش بشر، به حفظ و بقای او کمک کنند.
همه ی فرهنگها به انحای گوناگون قصه گویی دارند. مطالعه ی این روشهای گوناگون قصه گویی نیازمند رویکردی است میان رشته ای؛ بخصوص علومی چون انسان شناسی، روان شناسی، زبان شناسی، تاریخ، نسخه شناسی، نمایش، ارتباطات و بسیاری دیگر.
فناوریهای جدید و رویکردهای نو به این مقوله، لزوم بازنگری در مطالعات مربوط به قصه گویی را از ابعاد گوناگون گوشزد میکند و بالطبع به فهم و درک بیشتر ما از این پدیده ی پیچیده کمک خواهد کرد.

قصه های پریان از نخستین و مهمترین حوادث در مسیر اجتماعی شدن زندگی کودکان محسوب میشوند. همه ی ما، کم و زیاد، تحت تاثیر این قصه ها بوده ایم و بی آنکه خود بدانیم برپایه ی مدلی که آن قصه برایمان بازگو شده، روایتهایی از آنها را در ذهن خود پرورانده ام.
میزان تاثیر این روایتها در زندگی، بسته به تاکید بر مفهومی خاص، تکیه بر واژه ای خاص، یا تمرکز بر کلامی خاص، متفاوت بوده است؛ آنچه که از آن تحت عنوان “قدرت زبان” یاد میشود.
شیوه های گوناگون بیان قصه ها و روایتهای متفاوت از آنها، ساختار متن، فضای حاکم بر اتفاقات و دیدگاههای مطرح در لابلای حوادث و عناصر داستانی، بویژه نقش جنسیت در سازوکار روابط میان شخصیتهای داستان، نقشی تاثیرگذار در سازماندهی چهارچوب معنوی اذهان تک تک مخاطبان و نیز شکل دهی به گستره ی نظام اجتماعی و باورها و هنجارهای تعریف شده در آن، دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.