طب نژادی

باورهای نژادمحور در پزشکی، میراث تفکرات قرن نوزدهمی “طب نژادی” است که همچنان زنده باقیمانده است و در آن، افراد نژادهای مختلف دچار امراض متفاوتی میشوند یا آنکه تجربه های متفاوتی از امراض یکسان دارند.
مشکل طب نژادی محدود به تشخیص غلط بیماران نیست، بلکه تمرکز آن بر تفاوتهای ذاتی در بیماری از نظر نژاد، منجر به انحراف توجه و نیز منابع از شاخصهای اجتماعی میگردد که خود فاصله نژادی (و طبقاتی) وحشتناکی در سلامت ایجاد میکند، نظیر: عدم دسترسی به خدمات سلامت با کیفیت بالا؛ فقر غذایی و سوء تغذیه در مناطق حاشیه‌ای و فقیرنشین؛ قرارگرفتن در معرض سموم محیطی؛ میزان بالای حبس؛ و تجربه استرس ناشی از تبعیض نژادی.
توجه کنید:
نژاد یک گروه بیولوژیک نیست که بطور ذاتی این تفاوتها در سلامت را، به علت تفاوتهای ژنتیکی، ایجاد کند. بلکه، نژاد یک طبقه بندی اجتماعی نارواست که پیامدهای بیولوژیک پیچیده‌ای به همراه داشته است.

هنگامیکه از نقشه ژنوم انسان پرده برداری شد (ژوئن ۲۰۰۰)، فرانسیس کولینز، رهبر پروژه ژنوم انسان، اعلام کرد که ۹۹/۹ درصد ژنوم همه ابنای بشر یکسان است. پس امروز تنها نژادی که از آن میتوان سخن به میان آورد، نژاد بشر است بدون هرگونه زیرمجموعه.
از جامعه پزشکی انتظار میرود که براساس “پزشکی مبتنی بر شواهد” طبابت کنند، و بطور فزاینده از آنها خواسته میشود تا به انقلاب ژنومیک ملحق شوند، اما ایشان همچنان عادت دارند تا درمان بیماران را براساس نژاد و تقسیمات نادرست آن پی بگیرند. شگفت آور آنکه تمام این تقسیم بندیهای نژادی صرفا برپایه باورهای ذهنی (و فرهنگی) است نه داده های زیست شناختی، انسان شناختی، و یا ژنتیکی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.