زیست پزشکی و شاخص های سلامت

پزشکی نوین امروزی که از آن با عناوینی چون پزشکی علمی، پزشکی غربی، و پزشکی زیستی (زیست پزشکی) نیز یاد می شود، همچون سایر مکاتب پزشکی دیگر، خودش دارای یک ساختار و نظام فرهنگی است. همین نظام فرهنگی خاص است که نحوه ی نگرش و تفکر پزشکی نوین را درباره ی بیماری و سلامت شکل می دهد.
انسان شناسان معتقدند از آنجا که شاکله ی پزشکی نوین در دنیای غرب قوام و استحکام یافته، بنابراین روح و فلسفه ی حاکم بر آن نشئت گرفته از فرهنگ غربی و هنجارهای آن است.
به عقیده ی انسان شناسان، تسلط و اقتدار پزشکی نوین غربی (و فرهنگ آن) بر سایر جوامع و فرهنگ های غیرغربی از چند عامل سرچشمه می گیرد: یکی نقش تاریخی مستعمرات و استیلای غرب بر آنها، دوم توفیق های چشمگیر و غیرقابل انکار پزشکی غربی در درمان و کنترل بیماری ها، و سوم مهار هنرمندانه و موفق این طب بر همه گیری های وحشتناک بیماری های عفونی و کشتار حاصل از آنها.
این موفقیت های بهداشتی و درمانی در کنار سایر دستاوردهای علمی و فناوری دنیای غرب، بر اعتبار و اقتدار و نهایتاً تسلط پزشکی غربی در غالب جوامع جهان افزود.
همه ی این اتفاقات در قالب آنچه از آن تحت عنوان “مدرنیزاسیون” و “گفتمان توسعه” یاد می شود، رخ داده است.
آنچه مایه ی دغدغه ی انسان شناسان در خصوص اقتدار و استیلای روزافزون پزشکی غربی است، تجربه ی تلخ عوارض و عواقب ناشی از استیلای سایر حوزه های علمی و فنی و اقتصادی (و ساختار فرهنگی حاکم بر آنها) بر جوامع غیرغربی است، تا مبادا همان مسیر در حوزه ی بهداشت و سلامت نیز تکرار شود.

برای اندازه گیری میزان سلامت یک جمعیت انسانی، دو شاخص بهداشتی را می سنجند:

۱) میزان شیوع علل مرگ و میر (mortality)؛

۲) میزان فراوانی بیماری و بیمارگونگی (morbidity).

علاوه بر این، هرچه آمار موقعیت های زیر بیشتر باشد، آن جامعه سالم تر است:
۱) امید به زندگی: یعنی میانگین طول عمر افراد جامعه؛
۲) دامنه ی یک زندگی سالم: یعنی محاسبه ی سال هایی که فرد سالم بوده و بیماری و ناخوشی نداشته است؛
۳) رفتارهای بهداشتی: یعنی اعمال، کردار و نوع سبک زندگی که در مسیر بهبود بهداشت و سلامت باشد؛
۴) اندوخته ی سلامت: یعنی ظرفیت و قابلیت فرد در مقابله با بیماری ها و عوامل تنش زا؛
۵) حمایت اجتماعی: یعنی برخوردار بودن از حمایت های روحی و جسمی از سوی وابستگان و اطرافیان؛
۶) سرجمع میزان تولد: یعنی تعداد کودکان متولد شده در هر سال؛
۷) میزان رشد جمعیت: یعنی میزان تولد تقسیم بر میزان مرگ و میر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *