تطابق در انسان شناسی زیستی

“تطابق” (adaptation) واژه ای است که معانی مختلفی از آن مستفاد می شود، بخصوص آنکه در حوزه های گوناگون علوم انسانی ازجمله انسان شناسی و زیست شناسی فراوان بکار می رود.
کلاً دو رویکرد نسبت به تطابق وجود دارد؛ یکی، رویکرد تاریخی که تاکید آن بر خاستگاه و پیشینه ی یک “صفت” است و دیگری، رویکرد غیرتاریخی که تمرکز آن بر کارکردهای جاری صفات است.
اساساً تطابق یا سازگاری دلالت بر روند تاریخی “انتخاب طبیعی” در بروز صفات دارد که از طریق ژنتیک به ارث می رسند. منظور از “بازپدیدی” (exaption) هم اشاره به صفاتی دارد که در زمانی در گذشته وجود داشته اند؛ و بدون آنکه انتخابی بر روی آنها صورت بگیرد، تاثیر خود را اعمال می کرده اند. اما، با گذر زمان طی انتخاب طبیعی، کارکردهای جدیدی به خود گرفتند.

برای مثال، راه رفتن به طور ایستاده (قائم) نزد مهره داران بیشتر یک استثناست تا یک قاعده. اما اینکه چرا انسان شروع کرد به ایستاده راه رفتن، چند علت داشته:
۱) در حالت قائم سطح کمتری از بدن در معرض گرمای حاصل از نور خورشید قرار می گیرد. همین امر نقش حیاتی در گونه هایی که بخاطر نابودی جنگل ها و کمبود مواد غذایی مجبور بودند از روی درخت ها به روی زمین بیایند و به دنبال غذا “بدوند” ایفا می کرد. ریزش موی بدن آنها و رشد و گسترش غدد عرق و عمل تعریق و تبخیر آن، حرارت اضافی بدن را دفع می کرد.
۲) حرکت با قامت ایستاده زاویه و افق دید را گسترش می دهد. این موضوع امکان و فرصت بیشتری به جاندار می بخشید تا غذای بیشتری بیابد و احیاناً زودتر و سریع تر از چنگ شکارچیان بگریزد.
۳) حرکت قائم به دست ها آزادی عمل می بخشید، پس امکان حمل خوراک و نیز ابزار بیشتر میسر و ممکن گردید؛ هرچند دست های آزاد شده از تاثیرات فرعی ایستاده راه رفتن بود، نه معلول مستقیم آن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *