انقراض در چرخه حیات و تکامل

«انقراض» واژه ای است ناخوشایند و فاجعه بار در بیان نابودی کامل یک گونه یا جمعیت حیوانی. این پدیده بخشی از چرخه ی حیات و تکامل بر روی کره ی زمین محسوب می شود و در مسیر جایگزینی گونه های کامل تر از منظر تکامل با گونه های پیشین است. البته در تاریخ کره ی زمین بارها شاهد نابودی گونه های پیچیده از منظر تکاملی و برجای ماندن گونه های ساده تر حیات بوده ایم. بروز تغییرات عمده در شرایط اقلیمی، آب و هوایی، حرکت صفحات قاره ای، سطح و حجم آب اقیانوسها و پوششهای گیاهی و جانوری، مولود بسیاری از انقراضات تاریخی بوده است.
در مجموع، دو نوع انقراض داریم: یکی، انقراض نامحسوس که محصول همان نظریه ی «انتخاب اصلح» است که طی آن گونه های «خوش شانس تر» (و نه صالح تر) باقی می مانند. دوم، انقراض مصیبت بار جمعیتی است. از علل این انقراضات می توان به کمبود منابع غذایی، همه گیری بیماریها، اختلالات ژنتیکی، شرایط غیرمعمول اقلیمی، و انفجار جمعیتی اشاره کرد. از میان علتهای فوق، بیشترین نقش را تغییرات اقلیمی ایفا می کنند.

یکی از معماهای حل نشده در مسیر تکامل گونه های انسانی این است که واقعا چرا گونه ی نئاندرتال “ناگهان” منقرض شد؛ و در رقابت با گونه ی همعصر خود یعنی هومو ساپینس، قافیه را باخت؟!
یک توجیه محتمل برای انقراض نئاندرتال ها این است که آنها توان رقابت را با این مردمان کرو-مانیون (یعنی هومو ساپینس ها) نداشتند؛ چرا که آنها از دو امکان عالی تر برخوردار بودند: یکی زبانی پیچیده تر؛ و دوم بی تردید یک فرهنگ مادی غنی تر (که از جمله ی آنها میتوان به ابزارهای حکاکی از جنس سنگ و استخوان و نیز غارنگاره های دقیق و زیبا اشاره کرد).
یافته های تحقیقات جدید سعی دارد پرسش فوق را بر اساس رابطه ای زیستی-اجتماعی بین این دو گونه (که در واقع از هومو ساپینس های اولیه هستند) نشان دهد.
در این راستا یک حقیقت علمی قطعی شده و آن اینکه: انسانهای کرو-مانیون مولد بشر مدرن امروزی به نام هومو ساپینس ساپینس بوده اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *