انسان شناسی مرگ

پدیده ی “مرگ” در انسان شناسی از ابعاد مختلف بررسی شده که یک سوی آن بیشتر به روان شناسی و سوی دیگر آن بیشتر به جامعه شناسی نظر دارد.
یکی از ابعادی که توجه انسان شناسان حوزه ی پزشکی را درخصوص “مرگ” بیشتر به خود جلب کرد، مسئله ی “خط سیر مردن” بود؛ یعنی زوایای عرفی در سیر مردن، بویژه از دو منظر “ازمان” (چقدر این مردن طول میکشد؟) و “شکل” (چطور این مردن رخ میدهد؟ آرام؟ شتابان؟ طی مراحل گوناگون؟ و …).
نخستین بحث جدی در این خصوص در سال ۱۹۶۸ توسط دو جامعه شناس (گلایسر و اشتراوس) در کتابی با عنوان “زمان مردن” صورت گرفت که سر و صدای زیادی به پا کرد.
این کتاب در کنار آثار مشابه دیگری که در سالهای ۶۰ میلادی به انتشار رسیدند، حاصل مشاهدات جسورانه ی مشارکتی در میدان تحقیقی به نام بخشهای بیمارستانی بود که با بررسی انواع گوناگون “مردن” بیماران، زمینه ساز ارائه ی نظریه ها و آرای مختلف در این خصوص، یعنی خط سیر مردن، گردید.
این آرا تحت تاثیر اتفاقات متعددی بود که از زمان تشخیص یک بیماری سخت و کشنده شروع میشد تا تجربه ی آن از سوی بیمار، دسته بندیهای بیماری از منظر پزشکی، مراحل گذار، برنامه های زمانی ارائه شده، نقش و جایگاه پزشکان و پرستاران در این خط سیر و تحلیل هر یک از این موارد.
این بحث همچنان از مباحث چالش برانگیز و روز پژوهشگران حوزه ی انسان شناسی پزشکی میباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.